جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
595
تحفة الملوك ( فارسى )
تا كى اى گوهر يكدانه روا خواهى داشت * كز غمت ديدهء مردم همه دريا باشد « 1 » و اما ترك سفه ، پس عبارت است از مجانبت نمودن از طيش و حماقت و سبكى و وقاحت و نافهمى و قلّت و خفّت عقل در امور دين و دنياى خود . و جناب امام جعفر عليه السّلام فرمودند كه سفه ، خلق لئيمى است و استطالت مىنمايد بر من دون خود و خضوع مىنمايد براى من فوق خود . « 2 » و فرمودند ايضا كه سفيه مباشيد ، به جهت آنكه امامان شما سفيه نبودهاند و نمىباشند . « 3 » و فرمودند ايضا كه هركس كه مكافات بنمايد سفيه را به سفاهت ، پس رضا شده است به آنچه به آن نموده شده است ، به جهت آنكه اقتدا و تبعيت آن نموده است . « 4 » و فرمودند ايضا كه مبغوضترين خلق خدا به سوى خدا كسى است كه بپرهيزند مردمان از زبان او . « 5 » اين است تمام ده خصلتى كه در تحت خصلت رزانت است . گر چو شاهان بر سرير ملك نتوانى نشست * رو چو فرّاشان طناب خيمه خرگاه گير تا كى از تر دامنى در منصب احوال و جاه * رو چو مردان حلقهء درگاه شاهنشاه گير تحفه : [ 13 ] ، [ خصلت مداومت نمودن بر خير و خصال ناشى از آن ] از آثار و علامات عقل ، خصلت و فضيلت مداومت نمودن بر خير است كه ناشى و منشعب از خصلت رزانت مىگردد . و آن عبارت است از ملكهء استمرار يافتن نفس بر امرى از امور خير به نحوى كه عادت و طبيعت مكتسبهء ثانيهء او گردد ، خواه آنكه مداومت بر تمام خيرات يا بر بعضى از آنها باشد ؛ چونكه مراد نه احاطه نمودن است بر تمام خيرات و نه استكثار نمودن از آنها است ، بلكه مراد مداومت فرمودن است هرچند كه با قلّت عمل باشد ، چنانكه فرمودهء جناب امام محمد باقر عليه السّلام است كه
--> ( 1 ) . همان ، ص 107 ، رقم 157 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 322 ، ح 1 . ( 3 ) . همان ، ح 2 . ( 4 ) . همان . ( 5 ) . همان ، ص 322 و 323 ، ح 4 .